توماس مکاینتایر
طاهره حسنلو
اين مقاله توسط دكتر مك نوشته شده است و براي كليه دانش آموزانی كه در مهارتهاي اجتماعي مشکل دارند خصوصا براي دانش آموزاني كه اختلال ناتواني يادگيري و كمبود توجه دارند كاربرد دارد.
دانش اموزان با ناتوني هاي يادگيري اغلب مشكلاتي در ادراك دارند.آنها در اين موارد دچار مشكل هستند :
· شنيدن ( فهم آنچه كه به او گفته مي شود )
· صحبت كردن ( بيان منظور )
· توجه كردن و تفسير بيان چهره اي و كلامي
· طراحي و نظارت بر آنچه كه انجام مي دهند .
بعضي از كودكان هوشيارانه بدون آن که قبلاً کاری را انجام داده باشند روش انجام آن را می دانند.براي همهي ما مشكل است كه ابتدا به ساکن رفتار كاملا متفاوتي از آنچه سالها داشته ایم را از خود نشان بدهيم . تغيير عادت كار آساني نيست . ما انتظار داريم كودكان فوراً رفتاري را كه به آن عادت کرده اند تغيير دهند و احساس راحتي بكنند. كودكاني كه رفتارهاي اشتباه دارند از آن رو كه با ديگران در حال تعامل هستند براي تغيير رفتار مسيری طولاني و دشوار پیش رو خواهند داشت. آنها به صبر و شكيبايي و معلم حمايت كننده نياز دارند. و شما از آنها حمايت خواهيد كرد تا سعي كنند رفتار جديد را از خود نشان بدهند . شما به پيشرفت بيش از كمال و مشاهده علائم تغييرات بيش از اثرات گذشته تاكيد خواهيد كرد .
چرا كودكان فاقد مهارتهاي اجتماعي هستند ؟
مهارتهاي اجتماعي
،تصميم گيري ، خود مديريتي و توانايي ارتباط با همسالان ـ كه به فرد امكان مي دهد با ديگران روابط اجتماعي مثبت را ايجاد و حفظ نمايد - را شامل مي شود . افراط و تفريط ها در فضای يادگيري و آموزش رفتارهاي اجتماعي تاثیر دارند.كفايت اجتماعي نيز با پذيرش همسالان، پذيرش معلمان و موفقيت هاي تحصيلي رابطه دارد .به عبارت ديگر كاركرد اجتماعي شخص، کلاً ناشی از مجموعهي مهارتهاي اجتماعي عمومي است. كفايت اجتماعي از طريق آموزش رفتارها و مهارتهاي اجتماعي بهبود مي يابد .
از اینکه مدتی در وبلاگستان آفتابی نمی شوم از دوستان و هم ولایتی های محترم پوزش می طلبم . در عوض برای عرض عذر خواهی یک آزمون روانشناسی که به نحوه دقت و توجه شما مربوط می شود تدارک دیده ام . به پاسخ های صحیح به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا خواهد شد !
در تصویر زیر دقت کنید و ببینید چند تصویر چهره را می تو انید بیابید ؟! و در کجاها ؟

من هم بازی
با سلام
از آقای جلیل خانی بخاطر دعوت من برای شرکت در این بازی تشکر می کنم البته اگر دیر اقدام به جواب کردم معذرت میخواهم چند روزی زنجان نبودم و از وبلاگستان بی خبر بودم .
و اما طبق قاعده خصوصیات من :
۱- ا ز فرهنگ و سنتهای کور کورانه که تمام فکر و روح آدمها را مسخ کرده و در زنجان این تعصبات و سنتهای پوچ و بی معنا بیداد میکند متنفرم.
۲- بچه درس خوان نبودم اما در امور تحصیلی بسیار موفق بوده ام( از ابتدایی تا پایان دوره کارشناسی ارشد با معدل بالای ۱۸ قبول شده ام و رتبه ۲۳۰در آزمون سراسری)
۳- عاشق بازی هستم و در یکی از همین بازیها عشقم را پیدا کردم !
۴ - رنگ آبی رو دوست دارم و غذاهای حاضری ( انواع ساندویچ و پیتزا و...) را به غذاهای خانگی و سنتی ترجیح میدهم (هم برای خوردن هم برای پختن) ُ عاشق کار و فعالیت هستم
۵ - بسیار خونگرمُ صمیمی ُ شوخُ عاطفی ُدارای روحیه حساس و لطیف ُ زیرک و باهوش ُ زیبا و .... هستم و اما معایبی ندارم ( تبلیغات رایگان است )
طبق قاعده من هم دوستان زیر را جهت شرکت در بازی دعوت می کنم :
علیرضا حسنلو http://shrek5.blogfa.com/
خلیل جوادیُ http://khaliljavadi.blogfa.com/
مریم پالیزبانhttp://mpaliz.blogfa.com/
النازنصاری http://elenazi.blogfa.com/
ُافشین در سرزمین گلها http://afshin5671.blogspot.com/
چند روزی است شاهد صفهای عریض و طویلی هستیم که جهت خرید سهام کارخانه آینده التاسیس ( از ادبیاتی های محترم پوزش می طلبم ) تشکیل شده است .
با دیدن این صفها و بحثها و شایعات داغ شاید به این بیندیشیم که چقدر مردم شریف و فهیم زنجان آینده نگر شده اند که این چنین برای آبادانی شهر ، کاهش بیکاری و دستیابی به یک منبع در آمد سود آور ، با یکدیگر رقابت می کنند . اما اگر فراموش نکرده باشیم به هنگام تاسیس کارخانه سرب و روی چنین بحثها و شایعات داغ که نوید از یک شبه میلیاردر شدن سهامداران و سرمایه گذاران می داد نیز مطرح بود ، علی الخصوص اینکه به خود می بالیدیم بزرگترین کارخانه سرب و روی خاور میانه در شهر کوچک ما تاسیس می شود !
شاید در آن هنگام هیچ یک از مردم شریف و فهیم زنجان به اثرات مخرب و زیانباری که این کارخانه می تواند به محیط زیست و جامعه انسانی بزند آگاه نبودند و شاید اکنون نیز نباشند . اثرات زیانباری که پس از گذشت سالها نشانه ها و علایم آن را شاهد خواهیم بود .
سرب عنصری است سنگین ، سمی و مضر که در طولانی مدت می تواند منجر به بیماریها ی مزمن کلیه، آسیبهای مغزی و اختلالات دایمی ( عقب ماندگیهای ذهنی ُ اختلالات تشنجی ، کوری ، ضعف عضلانی ) سقط جنین ، ناباروری ، فشارخون بالا و... شده و همچنین به محیط طبیعی و رشد گیاهان تاثیر منفی بگذارد . خصوصا اینکه کارخانه سرب و روی زنجان در محلی قرار گرفته که در مسیر جریان باد بوده و این گازهای سمی به راحتی به داخل شهر رانده می شود .
حقیقت این است که ما مردمی هستیم که همیشه شتابزده عمل می کنیم،خصوصآ زمانی که پای منافع شخصی و مادیات و یک شبه پولدار شدن در میان باشد ! البته شاید این کارخانه ( پتروشیمی ) چنین اثرات سویی نداشته باشد اما آیا بهتر نیست ابتدا قابلیتها و استعدادهای ممکن و موجود استان را بررسی نموده و با توجه به آن مراکز و کارخانجاتی را تاسیس کنیم ؟ آیا چنین طرحها و برنامه های بسیار طولانی مدت می تواند پاسخگوی مشکلات موجود و فعلی شهر زنجان باشد ؟ آیا سرنوشت چنین کارخانه ای نمی تواند به سرنوشت فرودگاه زنجان دچار شود ؟ !
سنت در یک تعریف به معنای "مجموعه ا ی از آداب و رسوم ، عقاید ، افکار و اعمالی است که در یک فرهنگ و جامعه ریشه دوانده است . "در مباحثی که در پی می آید در مورد سنتهای غلط و رایج در جامعه که می بایست از طریق فرهنگ سازی با آن مقابله نمود صحبت می شود . متاسفانه نقش صدا و سیما و رسانه ها در این زمینه بسیار کم رنگ بوده و حتی گاهی با ساختن برنامه هایی چون « هزار راه نرفته » به این سنتهای غلط صحه می گذارند .
یکی از سنتهای غلط و رایج ما « حفظ خانواده به هر قیمت ممکن » است . شاید شما هم این جمله را شنیده باشید که« زن باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با لباس سفید ( کفن ) بیرون بیاید !»
آیا فکر نمی کنید چه تعداد از خانواده ها قربانی این سنت پوچ و بی اساس شده اند ؟
آیا فکر نمی کنید چه تعداد از فرزندان در آتش این خانواده ها سوخته اند ؟
و چه تعداد از زن ومردها تمام زندگی خود را فدای این افکار و سنت غلط کرده و تا پایان عمر در چنین جهنمی ( خانواده ای ) به سر برده اند .
به عقیده من زندگی نعمت بزرگی است و هر فرد باید از این نعمت خود در حد توان استفاده برده و لذت ببرد . و زندگی خود را آن گونه که دوست دارد بسازد و این نعمت بزرگ را به هیچ قیمت و به هیچ فکر و عقیده و احدی نفروشد . جایی که زندگی خود را در خطر می بیند عاقلانه است که آن را نجات دهد . متاسفانه سنتهای غلط و دست و پا گیر و افکار و عقاید و دیدهای منفی و خودخواهانه اجتماع ُزن و مرد ها را وادار می کنند در خانواده ای که به هیچ عنوان نمی بایست پیوند زده می شد به زندگی ( کشمکش ، جنگ و ستیز ) ادامه دهند و بدبختانه اینکه پیرو همان سنتها و افکار و عقاید غلط که تولد فرزندان را راه نجات و کلید مشکلات می دانند ، اقدام به بچه دار شدن می کنند ! که چنین خانواده هایی نیز دو سرنوشت شوم در انتظار شان خواهد بود ؛ یا همچنان زندگی آنها که به کارزار و میدان جنگ شباهت دارد ادامه داشته و فرزندان آنها بسیاری از مشکلات و ناسازگاری های اجتماعی و اختلالهای رفتاری و روانی را تجربه خواهند کرد.
و یا چاره ای جز طلاق نمی یابند و بچه های طلاق را ( که آنها نیز دارای همان مسایل و مشکلات اجتماعی هستند ) به جامعه هدیه خواهند نمود .
که در هر دو حالت نتیجه یکی است و متضرر هم فرد است و هم جامعه .
آیا اگر این فرهنگ و سنت غلط وجود نداشت چنین عوارضی پدید می آمد ؟